تداوم وضعیت تردید
بیست و پنجم بهمن گذشت. روزی که در آن پس از ماه ها فراخوان پیاده روی سکوت شورای هماهنگی راه سبز امید سعی در شکستن بن بست یک ساله معترضان داشت. همانطور که پیش بینی میشد در نتیجه عدم برنامه ریزی مناسب و فرم اعتراضی مورد نظر شورای هماهنگی سبز امید -پیاده روی و سکوت- بحث های متعاقب 25 بهمن همه به این سوال ختم می شوند: مردم آمده بودند یا نه؟
ساعاتی پس از پایان پیاده روی سکوت گروهی از شاهدان عینی خبر از حضور چشمگیر مردم می دادند اما در مقابل دسته دیگری از همین شاهدان عینی نتیجه فراخوان را مایوس کننده می خواندند. در شامگاه 25 بهمن مجری برنامه شصت دقیقه بی بی سی فارسی در حالی در مصاحبه با اردشیر امیرارجمند از عدم حضور چشمگیر معترضان سخن میگفت که امیرارجمند با رد عدم حضور مردم، فراخوان را موفقیت آمیز میدانست و به معترضان وعده برنامه های آتی را میداد! وقتی فرم اعتراض به جای خیابان پیاده رو را نشانه رود و در عوض فریاد خواهان سکوت باشد در حقیقت غیر ممکن خواهد بود که بتوان گفت کدام دسته از شاهدان عینی حقیقت را می گویند. چه کسی می تواند تشخیص دهد کسانی که زیر سایه پلیس در سکوت پیاده روی می کنند مردم عادی هستند یا معترضان؟ در بهترین حالت می توان ادعا کرد که مردم بودند و نبودند. همانطور که در تمام یک سال اخیر مردم بوده اند و نبوده اند. بوده اند از آن جهت که کسی شکی در عمق نارضایتی و خشم عمومی در زیر سایه سرکوب و نزول شدید شرایط معیشتی نداشته و ندارد و نبوده اند از آن جهت که از تبدیل این خشم های فروخورده به امواج خروشان خیابانی و نه باریکه های آرامی در پیاده روها که به سختی قابل تشخیص اند، ناتوان هستند.
در هر حال اما نمی توان این واقعیت را پنهان کرد که هدف کانونی فراخوان یعنی افزایش روحیه و شجاعت مردمی برآورده نشده است. کنش اعتراضی دیروز نه تنها نوری به وضعیت نیروهای جنبش نتابانده و از توانمند سازی آن ناتوان بوده بلکه اضطراب ها و عدم اطمینان ها را اگر افزایش نداده باشد در حد سابق حفظ کرده است. در نتیجه درک ما از شرایط جنبش پس از 25 پنج بهمن تفاوت چندانی با قبل آن ندارد.
بن بست تاکتیک فراخوان از بالا
به دنبال فروکش کردن آمادگی روحی مردمی پس از 25 خرداد سال قبل، حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی و دو تجربه شورای هماهنگی راه سبز امید در 22 خرداد و 25 بهمن امسال پیش از پیش مشخص است که تاکتیک فراخوان از بالا برای تظاهرات خیابانی در غیاب برنامه و آماده سازی قبلی در بهترین حالت نتیجه ای جز تداوم رکود و تردید جنبش نخواهد داشت. اگر چه امیرارجمند در ادامه مصاحبه خود از فراخوان های آتی شورا سخن می گوید اما به نظر نمی آید تا زمانی که فرم سازماندهی متمرکز از بالای مورد نظر شورا و گروه های همراه آن با سازماندهی محلی غیر متمرکز تکمیل نگردد، دست آورد خاصی از این فراخوان ها نصیب جنبش مردمی ایران گردد. هسته هایی که شکل گیری آنها در جزوه ای که پیش از این توسط میخک تهیه گردیده برای شکستن رکود امروز تئوریزه شده اند. گروه هایی که با کنش محدود، محلی و غیر متمرکز خود روحیه عمومی را بالا برده و زمینه را برای یک حرکت عمومی سخت و منسجم فراهم نمایند.
تجربه این یک سال تا به امروز نشان داده است که این تغییر فرم از سازماندهی عمودی به سمت عدم تمرکز و ساختاری افقی تر به دلایل مشخص/نامشخص، استراتژی ای نیست که شورا و گروه ها همسوی آن علاقه ای به دنبال آن داشته باشند. در نهایت برای شکستن سیکل خودویرانگر امروز چاره ای نیست جز اینکه ابتکار این تغییر فرم از سوی بدنه جنبش در محفل های گروهی، محیط های کار و دانشگاه ها آغاز گردد. ابتکار عملی که در جو یاس و پلیسی جامعه ترک ایجاد کرده، توازن قوای موجود را به نفع مردم تغییر داده و همانند مکملی برای برنامه ریزی حرکت های خیابانی آتی با یا بدون حضور گروه های سیاسی ای همانند شورای هماهنگی راه سبز امید عمل کند. پروسه تجهیز سازماندهی متمرکز عمودی با سازماندهی افقی و کنش های محلی اما با توجه به شرایط حساس کنونی کشور نمی تواند و نباید منتظر هدایت از بالای گروه هایی همانند شورای هماهنگی بماند. شرایطی که روز به روز با تحرکات تخاصم آمیز اسرائیل، آمریکا و اتحادیه اروپا بیش از پیش کشور را به سوی وضعیت جنگی غیرقابل بازگشتی سوق داده و اهمیت تاثیر گذاری بر شرایط داخلی و بین المللی را برای فعالین جنبش دو چندان ساخته است.
فوریه 16th, 2012 → 7:54 ق.ظ.
[...] وبلاگ مقاومت : بیست و پنجم بهمن گذشت. روزی که در آن پس از ماه ها فراخوان پیاده روی سکوت شورای هماهنگی راه سبز امید سعی در شکستن بن بست یک ساله معترضان داشت. همانطور که پیش بینی میشد در نتیجه عدم برنامه ریزی مناسب و فرم اعتراضی مورد نظر شورای هماهنگی سبز امید -پیاده روی و سکوت- بحث های متعاقب 25 بهمن همه به این سوال ختم می شوند: مردم آمده بودند یا نه؟ [...]