با گذشت چند روز از بیانیه فراخوان شورای هماهنگی راه سبز امید به پیاده روی سکوت انتقادات متعددی از زوایای مختلف به این بیانیه شورا نوشته شده است. اردشیر امیر ارجمند و باقی نزدیکان شورای هماهنگی در مصاحبه های مختلف سعی در شفاف سازی و توضیح سیاست های شورا نموده اند که نمونه آخر آن را اینجا می توانید بخوانید. اردشیر امیرارجمند در توجیه تاکتیک پیاده روی سکوت می گوید:
«نوع اکسیون و اعتراض هم به گونه ای انتخاب شده که ضریب سرکوب را پایین بیاورد وشهروندان را در معرض هزینه های شدید قرار ندهد.با این حال ریسک و خطر کردن هم جزئی از فعالیت سیاسی است. ما باید سعی کنیم که هزینه ها را توزیع و شجاعت مدنی را بالاببریم. افزایش شجاعت مدنی به این معنی است که همه شهروندان در پرداخت هزینه های مبارزه مشارکت کنند. هزینه ها باید سرشکن شود تا برای کنشگران منطقی و قابل تحقق باشد.»
امیرارجمند برای ما توضیح می دهد که شورا با وقوف به هزینه های بالای کنش خیابانی تاکتیکی را انتخاب کرده است که هزینه ها سرشکن شوند و آسیب ها حداقل. شورا مردم را به کنشی با هزینه های پایین دعوت می کند. کنشی که به زعم شورا به خاطر هزینه های پایین آن و سرشکن شدن هزینه ها مردم را دوباره با خیابان ها آشتی خواهد داد. در ادامه سعی خواهیم کرد با برجسته کردن تناقضات منطق هزینه و سود شورا نشان دهیم که این شیوه تصمیم گیری سیاسی چگونه در جغرافیای سیاسی امروز ایران جز تولید سیکل های خودویرانگر شکست نتیجه ای نخواهد داشت. نتیجه ای که با هدف مورد نظر شورا یعنی توانمند ساختن مردم تناقضی بنیادین دارد.
منطق متناقض هزینه و سود
تحت چه شرایطی مردم جان به لب رسیده با قبول خطر زندان، شکنجه و مرگ در خیابان ها جریان می یابند و حق خود را می طلبند؟ ظاهرا برای شورای سبز امید دینامیک خیزش های مردمی با توجه به حساب و کتاب هزینه های احتمالی شکل می گیرد. در تصور شورای هماهنگی سبز امید تعیین کننده اصلی کنش خیابانی مردم محاسبه احتمال دستگیر، شکنجه و یا کشته شدن است. در نتیجه تاکتیکی که هزینه را حداقل کند از آنجایی که مردم را به مبارزه تشویق خواهد کرد موفق ترین خواهد بود. اما اگر به راستی رانه خیزش های مردمی تنها حساب و کتاب هزینه های شخصی است پس چطور ایرانیان دو سال قبل در خیابان ها به استقبال گلوله های میرفتند؟ چطور مصریان در قاهره با دستان خالی به مقابل اوباش مسلح مبارک رفته و اراده خود را بر دیکتاتوری خشن مبارک که تا پیش از آن سخت و استوار می نمود تحمیل کردند؟ آیا تقدیم صدها و هزاران کشته قیام های مردمی در تونس، مصر و سوریه بر مبنای منطق هزینه صورت گرفته و می گیرد؟ سوال را می توان به گونه ای دیگر پرسید. چرا انقلاب مردمی در مصر و سوریه با وجود کشتار بی رحمانه همچنان ادامه دارد اما در ایران در شرایطی که کشور در شرف نابودی قرار گرفته است جنبش مردمی به کما رفته است؟ چه ارتباطی میان این انفعال و هراسی که در منطق هزینه محور گروه های سیاسی سبز نهفته است وجود دارد؟
بر خلاف شورای هماهنگی راه سبز امید و دیگر گروه های رفرمیست سیاسی که تصمیمات خود را بر اساس بی اعتمادی به مردم و حساب و کتاب هزینه ها می گیرند، منطق خیزش های مردمی چیزی فراتر از دو دو تا چهارتای هزینه هاست. اگر مردم در خیابان های قاهره به استقبال خطر رفته و آزادی و عدالت اجتماعی را برای خود و دیگر هموطنانشان از دیکتاتورهای دیروز و ژنرال های امروز طلب می کنند محرک شان نه محاسبه هزینه های شخصی که آرمانی عمومی ست. عاملی که «شجاعت مدنی» را در مصر شکل داده و می دهد بر خلاف تصور شورای هماهنگی کاهش و سرشکن کردن هزینه نیست بلکه احساس قدرتی است که مردم از در کنار هم بودن و مبارزه برای آرمان مشترکشان پیدا می کنند. شورای هماهنگی میخواهد هماهنگ کننده خیزشی مردمی باشد در حالی که یا چیزی از دیالکتیک شکل یابی اش نمی داند یا اگر میداند ناتوان از سازماندهی دوباره خود و تطبیق استراتژی هایش با آن است یا به احتمال قوی مخلوطی از این دو. بخشی از راز رخوت و انفعال جنبش مردمی ایران را در مقایسه با خیزش های عربی باید در همین نتاقضات منطق ناتوان هزینه گروه های سبز جستجو نمود. اگر تداوم انقلاب مردمی در مصر در نتیجه باور عمومی به «پیروزی خون به شمشیر» است انفعال آن در ایران تا بخش زیادی در نتیجه استراتژی مستتر «پیروزی هراس از حکومت بر شمشیر!» است. نتیجه این می شود که بعد از مدت ها سکوت وقتی این گروه ها به صدا در آمده و به فکر بالا بردن «شجاعت مدنی» مردم می افتند تاکتیک شان چیزی جز دعوت به پیاده روی و سکوت آنهم از طریق بیانیه ای با نثری خموده و هراسان از حکومت نخواهد بود.
حتی اگر از زاویه تحلیلی شورا به این بیانیه نگاه کنیم آیا اینطور نیست که هر حساب کتاب هزینه ای ناخواسته به حساب کتاب سود آن هزینه می انجامد؟ باید از شورا پرسید مردم این هزینه ای را که شورا برای آنها محاسبه کرده و آنها را به قبول آن از طریق پیاده روی سکوت فرا می خواند در برابر چه منفعتی باید بدهند؟ حال که هزینه ها همه چیز را تعیین میکنند منطقی نیست که نگاهی هم به منفعت های آنان انداخت؟ یا اینکه کنش سیاسی برای شورای هماهنگی چیزی از جنس مازوخیسم است که در آن تنها باید هزینه داد! آیا در ادامه منطق سود/زیان نباید از شورا پرسید که از پیاده روی سکوت قبلی در 22 خرداد چه چیزی عاید جنبش گردید و شورا در کدام بیانیه تحلیلی خود به نتایج کنش محبوب خود پرداخته است؟ اگر شورای هماهنگی راه سبز امید علاقه ای به تبیین نتایج فراخوان 22 خرداد خود ندارد ما بخشی از آن را برای شورا لیست می کنیم:
- هدر رفتن پتانسیل خروشی که در نتیجه شهادت هدی صابر و هاله سحابی ایجاد شده بود
- انفعال سیاسی برای ماه ها
- فراهم کردن فرصت کافی ترمیم ترک هایی که در نتیجه خیزش 25 بهمن ماه نظام را به لرزه انداخته بود
- وارد شدن کشور به فاز خطرناک تحریم سخت اقتصاد و جنگ بدون مقاومت مردمی
- و …
اما نکته پایانی در مورد فراخوان شورا: آیا صرف دادن یک بیانیه سیاسی کم رمق حتی اگر در آن صحبتی از پیاده روی سکوت نشده باشد برای دعوت مردم به خیابان ها کافی است؟ آیا اینطور نیست که حفظ روحیه مردمی در طی مبارزاتی که از بعد تقلب انتخاباتی رهبر نظام شروع گردیدند نیازمند تبلیغات مرتب، موضع گیری ها و حرکات مستمر سیاسی ست؟ شورای راه سبز امید و گروه های تابعه آن در طی این یک سال چه حرکتی در این راستا انجام داده اند جز تذکر های اخلاقی به رهبر نظام در قالب نامه هایی که معلوم نیست کی متوقف شده و جای خود را به عمل جدی خواهند داد. عمل جدی ای که تنها با یک بیانیه به انتظار مردم در خیابان ها نمانده و خود پیش زمینه های آن حضور را فراهم کند. با توجه به تاکید شورای هماهنگی راه سبز امید به تکرار مکررات بدون تمایلی به تعامل انتقادی، به نظر می آید که توجه کنشگران جنبش باید بیش از پیش معطوف به شکل های متفاوتی از فعالیت سیاسی معطوف گردد. شکل هایی که با درگیر شدن و رابطه مستقیم با گروه های مختلف مردمی چه در بعد ایدئولوژیک و چه در سازماندهی، بذر هراسی را که به شکل های مختلف این اصلاح طلبی مستتر در دل های توده ها می کارد از بین ببرند. گروه هایی که با آنالیز شرایط سیاسی و درک ضرورت های تاریخی/سیاسی مبارزه امروزمان با کنش های مجزا و یا جمعی خود هراس از حاکم را که تا بخش زیادی زاییده تبلیغات جمهوری اسلامی و ناتوانی گروه های مخالف سیاسی است، فرسوده کرده و امیدها را دوباره شعله ور سازند. گروه هایی که با گذاشتن اثر خود در قالب شعارنویسی، پخش شب نامه ها و کنش های برنامه ریزی شده محدود در فضاهای متفاوت شهری همانند خیابان ها و دانشگاه ها روند بازگشت دوباره مردم را هموارتر از قبل نمایند.
behnam
مارس 11, 2012
سلام رفیق عزیز
متن بسیار خوبی است و به درست به سکوت معنادار این جریان اشاره نمو ده اید. خود این عالیجنابان می دانند که قافیه را بدجوری باخته اند. شرایط عینی جامعه ایران نه اکنون بلکه همان دو یا سه روز از اعتراضات 88 گذشته اشتراتژی اصلاح طلبان از تمامی طیف ها را برای توده زحمتکش ایران بی موضوع نمود. صدور چنین بیانیه هایی تنها برای اعلام وجود سیاسی است بدون اینکه واقعاً وجودی داشته باشند. نیروهای اصلاح طلب در سرکوب شدن جنبش 88 با سکوت معنادارشان نقش پررنگی داشتند و می توان حتی گفت که پیروزی مردم مصر بر دیکتاتوری مبارک در مقایسه با سرکوب شدن قیام مردم زحمتکش ایران ریشه در این مسئله دارد که چنین اپوزسیونی در جریان قیام مردم مصر قدرت را بهدست نداشت ولی در ایران اصلاح طلبانی وجود داشتند که سیاستشان مماشات برای کم کردن هزینه های خودشان برای به دست گرفتن منفعت بیشتر که همان شرکت در قدرت سیاسی است، بود. اصلاح طلبان و لیبرالها از نظر من حضور توده ها را تنها برای محکم نمودن پشت جبهه خود در هنگام مذاکره با جناح حاکم می خواهند مردمی که با اذن و کلام آنها به خیابان بیایند و به موقع هم به خونه هاشون بروند.
پیروز باشید
مهران ایرانی
مارس 19, 2012
باسلام خدمت تمام زحمت کشان و کسانی که به دنبال اصلاحات در کشور هستند
به نظر شما چرا حکومت از سرآغازموجودیتش به وضع معیشتی مردم اعتنایی نکرد که حالا بازخوردش بشود این که گروههای مخالفش صحبت از تامین هزینه های جنبش خود بکنند (این یک سوال اساسی است که جواب آن ریشه ای ایدیولوژیکی دارد که برگرفته از نظام استعماری انگلستان است ) حالا که سی وسه سال از انقلاب میگذرد باورش برای من بسیار سخت است که وجود چنین حکومتی را برگرفته از خروش ملت ایران بدانم و نقش عوامل خارجی به ویژه انگلیس را نادیده بگیرم / لذا من هم معتقد الگو گرفتن از مصرو لیبی و سایرین در پیشبرد اهدافمان کمک شایانی به ما میکند / البته باید عرض کنم که کمک مالی خارج از کشور سرعت رسین به اهداف را به شکل محیرالعقولی افزایش میدهد و این را تجربه به وضوح نشان میدهد / مردم ما دسترسی به شبکه های ماهواره ای برایشان سخت است ودسترسی به اینترنت سخت تر/ امیدوارم که یارانمان در داخل کشور(اصناف و بازاریان واپوزوسیون خارج از کشور به این جنبش که با مرارت بسیاری به وجود آمده و عزیزانی را در این راه از دست داده ایم نگاه عمیق تریداشته باشند .