از تحریم انتخابات تا تسخیر انتخابات

نوشته شده در ژانویه 27, 2012 توسط

3


بعد دستبرد مفتضحانه در انتخابات ریاست جمهوری 1388 و سرکوب خونین اعتراضات مردمی متعاقب آن که به کشته شدن صدها تن از هموطنانمان انجامید واضح بود که انتخابات در جمهوری اسلامی دیگر جز لطیفه ای تکراری نخواهد بود. بدنه اصلی جمهوری اسلامی نیز بعدتر با تمسخر و تهدید به پیشنهاد آشتی ملی محمد خاتمی که زمینه را برای ورود گروهی از اصلاح طلبان وفادار به نظام به صحنه  انتخابات فراهم میکرد، پاسخ دادند. آنها نشان دادند که دیگر اشتباه سال 1376 را تکرار نخواهند کرد. در برابر بسته شدن تمام پنجره ها اصلاح طلبی ایرانی تنها حربه شبه عملگرایانه خود را از دست داد. حربه ای که در جواب تمام تردید ها و انتقادات با اشاره به نبود جایگزین می گفت: «حال که آلترناتیوی موجود نیست آیا عقلانی است که معدود فرصت های کوچک را نیز با قهر و تحریم از دست بدهیم؟»

وقتی جمهوری اسلامی با تهدید در جواب آشتی جویی محمد خاتمی نشان داد که هیچ علاقه ای به او و تکنوکرات های باقی مانده دور و برش برای تقسیم قدرت ندارد دیگر روزنه ای باز نمانده بود که شبه عملگرایی اصلاح طلبانه بخواهد از آن برای مشروعیت خود استفاده کند. اینچنین بود که انتخابات پیش روی مجلس تقریبا از جانب اکثر گروه های اصلاح طلب یا رادیکال تر مورد تحریم قرار گرفت. تحریم انتخابات از جانب اصلاح طلبان آنچنان تصورناشدنی بود که برای بسیاری یک قدم بزرگ به پیش تلقی می شود. هرچند که دلیل اصلی این قدم بزرگ نه در گسترش و قبول ایده های رادیکال تر که در دینامیک و تغییر فرمی که در ساختار جمهوری اسلامی در حال رخ دادن است، جای دارد. اذهان اصلاح طلبان از فعالان سیاسی گرفته تا روشنفکران و روزنامه نگاران اما آنچنان در پارادایم اصلاح طلبی سیر میکند که حتی از بکار بردن لفظ «تحریم» اکراه داشته و «قهر انتخاباتی» را ترجیح میدهد! دگماتیسم غیرسیاسی اصلاح طلبان که به استراتژی انتخاباتی خود به چشم وحی منزل نگاه کرده و علاقه ای به تغییر آن با توجه به سیر و تحول سیستم فاسد حاکم بر ایران ندارند، در نهایت این روزها به انفعالی انجامیده که حتی خطر مهیب تحریم های سخت اقتصادی و جنگ هم نمی تواند آن را تکان دهد. انفعالی که سیاست تحریم و تنها تحریم آنرا در دل خود پنهان میکند. در برابر استقبال از تحریم انتخابات گروهی از منتقدان به درستی به کافی نبودن تحریم انتخابات برای اثرگذاری بر جریان امور که کشور را به سمت خطرناکی سوق داده است، اشاره کرده اند. واقعیت این است که وقت چندانی برای جلوگیری از فاجعه باقی نمانده است و عدم دخالت مردمی در سیر امور به هر سمتی که سوق پیدا کند فاجعه بار خواهد بود. در نبود مردمی که بازی خطرناک تهران/تل آویو/واشنگتن/بروکسل را به هم بریزند آینده ایران به باور ما جز یکی از موارد زیر نخواهد بود:

1) تحریم های اقتصادی گسترده غرب موفقیت آمیز بوده و منجر به کاهش شدید صادرات نفتی، افت درآمد ارزی و سوپر تورمی خواهد شد که اقتصاد ایران را زیر و رو خواهد کرد. در مدتی کوتاه فقر گسترده، کمبود دارو و مواد غذایی منجر به افزایش شدید مرگ و میر در میان گروه های آسیب پذیرتر مانند کودکان و سالمندان خواهد شد. اقتصاد بیش از پیش میلیتاریزه شده و سرکوب حکومت شدیدتر خواهد شد. بعد از سال ها مرگ و میر و گرسنگی در نهایت مناقشه اتمی یا از طریق سازش یا مقابله نظامی حل خواهد شد.

2) تحریم های اقتصادی کشور را فلج کرده و با تحریکات متقابل جمهوری اسلامی که میخواهد واکنشی حیثیتی نشان دهد جنگی در خواهد گرفت که عواقب آن از جمله بمباران تاسیسات اتمی و آلودگی هسته ای قابل تصور نیستند.

3) جمهوری اسلامی با امدادهای غیبی و یاری چین، روسیه و هند اثر تحریم های اقتصادی غرب را کاهش داده و در برابر خطر روزافزون حمله نظامی با خرج مقدار بیشتری از پول نفت پیش از آنکه جنگی درگیرد به سلاح هسته ای دست پیدا میکند. شکل گیری یک کره شمالی دوم اینبار در دل منطقه ای که بخش اعظمی از صادرات نفت -بنزین موتور اقتصاد جهانی-  در آن صورت میگیرد نه تنها برای ایرانیان که برای تمام دنیا عواقب غیرقابل پیش بینی ای خواهد داشت. در برابر جمهوری اسلامی اتمی اعراب منطقه یا به سوی اتمی شدن خواهند رفت یا پذیرای موشک های اتمی آمریکا که تهران را از هر سو نشانه گرفته اند خواهند بود. از این پس خطر جنگ اتمی کابوس شب و روز ایرانیان خواهد بود.

 گزینه ای که به طور کامل کنار گذاشته شده است شامل کوتاه آمدن جمهوری اسلامی در برابر غرب در آینده ای نزدیک می شود. هرچند که جمهوری اسلامی سابقه قابل توجه ای در نوشیدن جام زهر سازش دارد، اما اختلافات شدید داخلی و رقابت جناح های درگیر در آن که بیش از پیش با ظهور محمود احمدی نژاد جمهوری اسلامی را می بلعند، فرصت هیچ گونه سازشی را فراهم نخواهند ساخت. زمانی که آیت الله خمینی در تیرماه سال 67 جام زهر را نوشیده و قطع نامه 598 شورای امنیت را پذیرفت چنین شکاف های عمیقی در بدنه جمهوری اسلامی وجود نداشته و امکان تصمیم گیری با توجه به شخصیت کاریزماتیک خمینی فراهم بود. همچنین فرسودگی سخت اجتماعی/سیاسی ناشی از جنگی طولانی زمینه را برای سازش مهیا ساخته بود. زمینه هایی که در جغرافیای سیاسی جمهوری اسلامی هیچکدامشان این روزها وجود ندارند.

امروز در برابر سه گزینه ای که هر سه موجودیت ملت ایران را تهدید میکنند انتخاب استراتژی های بلندمدت کار فرهنگی، آگاهی بخشی و قهر و آشتی های انتخاباتی هر چهار سال یکبار با نظام دیگر معنایی ندارند. تحریم انتخابات نیز به خودی خود جز انفعال نتیجه ای نخواهد داشت. حقیقت این است که فرصت زیادی باقی نمانده است و زمانی خواهیم توانست سیر امور را به دست گرفته و با آزادی آینده خود را بسازیم که از تحریم انتخابات به تسخیر انتخابات عبور کرده باشیم، از انفعال به عمل. زمانی که صحنه انتخابات پیش رو را از یک نمایش وقیحانه به عرصه کارزار خیابانی تبدیل کنیم. عرصه ای که اینبار نه برای تنها «رای» خود که برای حق حیات عزیزان و هموطنانمان در آن حضور یافته و در برابر گرسنگی و بمب، فریاد عدالت و آزادی را در خیابان ها دوباره جاری کنیم. شرایط انتخاباتی پیش رو، اختلافات شدید گروه های حکومتی در کنار هراس تحریم و جنگ که این روزها گروه های مختلفی از طبقات اجتماعی متفاوت را نگران بقای خود نموده، فرصتی را فراهم آورده که می تواند در برابر آینده ترسناک کشورمان قد علم کرده و سرنوشت مان را بار دیگر به دستانمان باز گرداند. سرنوشتی که پیش از این چه در انقلاب مشروطه، چه در نهضت ملی شدن صنعت نفت و چه در انقلاب 57  بارها ثابت کرده ایم که می توانیم آنرا از دستان آدم کشان مستبد حاکم باز پس گیریم.